موسسه علمی پژوهشی فری تز

اقتصاد

بررسي علم اقتصاد از جنبه‌هاي نظري و کاربردي علم اقتصاد، اهداف و معيارهاي علمي
بيش از شش دهه از آغاز آموزش رسمي علم اقتصاد در دانشگاههاي کشور مي‌گذرد، طي اين مدت هزاران نفر در نظام آموزشي و پژوهشي و انتشار يافته‌هاي اين رشته علمي مشغول به کار بوده اند و حجم بسيار بالايي از منابع انساني و فيزيکي جامعه در اين نظام به کار گرفته شده است.انجام پایان نامه اقتصاد

به منظور شناسايي و معرفي دستاوردهاي جديد علم اقتصاد و شناسايي تحولات موردنياز در نظام آموزشي و پژوهشي اين علم متناسب با تحولات علمي و فني جهاني و نيازهاي ملي و نيز شناسايي روند مسلط در نظام آموزشي و پژوهشي علم اقتصاد در کشورمان، دومين همايش، «آموزش و پژوهش علم اقتصاد در ايران»، با همکاري مشترک دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي در دانشگاه تهران برگزار شد. در اين همايش پژوهشگران، اساتيد و دست اندرکاران آموزشي و پژوهشي علم اقتصاد، اهداف، راهبردها، معيارهاي علمي، سياستهاي اجرايي و نيز چگونگي ايجاد تحول در اين علم را موردبررسي و مطالعه قرار دادند.

 

دکتر مجتهد ادامه داد، بعداز پيروزي انقلاب ايران (????) و توجه به تحولات سياسي کشور، حرکتي درجهت يکسان سازي رشته‌هاي مختلف اقتصادي شروع شد که تحول برنامه‌هاي اقتصاد، منعکس کننده تحولات سياسي – اقتصادي کشور بوده است و توجه به جنبه‌هاي مختلف آن براي دست اندرکاران دانشگاه‌ها در امر آموزش و پژوهش اقتصاد مي تواند درجهت بهبود برنامه‌هاي آموزش اقتصاد مؤثر و کارساز باشد.

تحولات جديد در علم اقتصاد[ويرايش]
آقاي دکتر مسعود نيلي، اقتصاددان و استاد دانشگاه نيز ضمن بحث در اين سمينار ديدگاههاي خود را اين گونه بيان کرد: از دو دهه گذشته که بحث پيرامون علم اقتصاد آغاز شده است مي توان گفت نوعي انقلاب در اين علم پديد آمده است طوري که تحولات زيادي را در متدلوژي و نظريات، مشاهده کرده است.

دکتر نيلي افزود: علم اقتصاد يکي از علوم برتر دنياست اما متأسفانه اين علم در کشور ما از سطحي که در دنيا برخوردار است، برخوردار نيست.

وي ادامه داد، شيوه برخورد اقتصادي درمورد هر کالا در هر کشور بستگي به بازار آن کشور دارد و بايد ديد مصرف کننده هر محصولي که براي آن بازار تشکيل مي‌شود کيست. پس درمورد کشورمان نيز مي توان پرسيد، مصرف کننده علم اقتصاد در کشور ما کيست؟ اصلي‌ترين مشتريان علم اقتصاد دولتها، حکومتها و سياستگذاران هستند. سه عامل باعث شده است که علم اقتصاد از بالندگي لازم برخوردار نباشد و در حاشيه قرار گيرد. اين عوامل عبارت‌اند از:

? – مباحث مربوط به چالشهاي نظري درمورد علم اقتصاد که آيا اقتصاد علم است يا خير؟ و آيا مواد آموزشي آن با مسائل ارزشي ما سازگاري دارد؟ و بالاخره اينکه آموزه‌هاي غربي تا چه اندازه مي تواند در کشور کارآيي لازم را داشته باشد.

? – دولت، استفاده کننده اصلي متخصصان اقتصادي است که باتوجه به مشکلات دولت، عدم ايجاد انگيزه در کار مشکلات ديگري را در موضوع علم اقتصاد براي متخصصان پيش آورده است. ? – عامل سوم مسئله تخصص در سياستگذاران است که به عنوان شرط کافي درنظر گرفته نشده است. دکتر نيلي پيرامون مشکلات موجود در عرصه آموزش اقتصاد افزود؛ متأسفانه هدف از آموزش علم اقتصاد در کشور ما به درستي مشخص نيست که آيا بايد فردي را تربيت کنيم که بر تئوري‌ها مسلط باشد يا بر مسائل اجرايي اقتصاد؟ وي تاکيد کرد که هنوز در سيستم آموزشي کشور ما بحثها و روشهاي قديمي وجود دارد طوري که شيوه استاد و شاگرد مشاهده مي شود. ازطرفي دروس تدريس شده و عناوين آنها با اهداف جامعه سازگاري ندارد ومفاد و سرفصلها به روز نيستند. مهم‌تر اينکه به عناوين، گرايشها و تنوع آنها توجه نمي‌شود طوري که هنوز درس اقتصاد با دو گرايش بازرگاني و نظري تدريس مي شود.

آقاي سيدمحمد هاشم پوريزدان پرست، عضو هيأت علمي بخش اقتصاد دانشگاه شيراز يکي ديگر از سخنرانان در اين همايش بود که با ارائه مقاله اي با عنوان کمبودها و مشکلات آموزش علم اقتصاد مرسوم در دانشگاههاي ايران سخنان خود را چنين آغاز کرد: آموزش علم اقتصاد در ايران با کمبودها و مشکلات گوناگوني روبروست و شايد عمده‌ترين دليل اين موضوع ترجمه اي بودن محتواي آموزه‌هاي آن و تحت تاثير مکتب ليبراليسم اقتصادي بودن آن است.

 

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)