موسسه علمی پژوهشی فری تز

حقوق بین الملل

حقوق بین المللReviewed by Admin on Sep 14Rating:

حقوق بين الملل= مجموعه قواعد و مقرراتي است كه بر جامعه بين الملل حاكم است، جامعه بين الملل تحت پوشش يك سلسله قواعد حقوقي بوده و متعهد به رعايت و اجراي كامل آن‌هاست. ميان حقوق بين الملل و جامعه بين الملل يك ارتباط جامعه شناختي برقرار است، حقوق بين الملل از آن زمان كه جامعه بين الملل را از شكل صرفا سياسي خارج نمود و نمادي حقوقي به آن بخشيد حقوق جامعه بين الملل تلقي شد.

حقوق سازمان‌هاي بين الملل از يك سو شامل قواعد حاكم بر سازمان‌هاي بين المللي است و از سوي ديگر مجموعه تصميماتي است كه سازمنان‌هاي بين المللي بر طبق اساسنامه‌هاي خود اتخاذ مي‌نمايند.

موضوعات حقوق بين الملل

تابعان يا موضوعات حقوق بين الملل در واقع ترجمه كلمه‌ي subject انگليسي و يا sujet فرانسوي است. سوژه يك جا به معني وضع كننده يا فاعل است و در جايي ديگر به معني موضوع يا تابع است، يعني دريافت كننده قاعده حقوقي يا كسي كه قاعده در مورد او وضع شده باشد.

كشورها به مشابه تابعان subject يا موضوعات اصلي حقوق بين الملل مي‌باشند. سازمان‌هاي بين المللي و افراد( در شرايط خاص) نيز در زمره‌ي تابعان يا موضوعات حقوق بين الملل هستند. شركت‌هاي خصوصي چند مليتي هم مي‌توانند جزء تابعان باشند.

حقوق بين الملل ناشي از روابط بين الملل مي‌باشد، روابط دوستانه انواع مختلفي دارد كه از آن جمله است،‌روابط سياسي يا ديپلماتيك و روابط اقتصادي.

جنگ بارزترين نوع روابط خصمانه مي‌باشد «حقوق جنگ» يا حقوق مخاصمت مسلحانه تحت اين دو نام قرار دارد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سي ام شهريور ????ساعت ۲۰:۲۹ توسط بهزاد خويي | آرشيو نظرات

جهان سوم و حقوق بين الملل

۱٫ پيدائي متوالي كشورهاي جديد و نيز پديد آمدن جهان سوم يكي از مشخصترين وجوه روابط بين الملل معاصر و نيز حقوق بين الملل معاصر بوده است. اگر درست باشد كه پديد آمدن كشورهاي سوسياليستي پس از انقلاب سوسياليستي ۱۹۱۷، حقوق بين الملل سنّتي را به انگارههاي خاصّ سوسياليستي در آورده، اين واقعيت هم درست خواهد بود كه پيدائي كشورهاي جديد و ايجاد جهان سوم پس از جنگ جهاني دوم، از حقوق بين الملل معاصر تعريف و مفهومي دوباره به دست داده است.
در چند دهة اخير، بسياري از مؤلفان حقوق بين الملل تأثيرات روابط بين الملل جديد بر حقوق بين الملل را مورد بحث قرار دادهاند. پس از جنگ جهاني دوّم، ماهيت روابط بين الملل بسرعت دگرگون شد و براي حقوق بين الملل چاره اي جز تأسّي و سازگار شدن با اين دگرگونيها وجود نداشت. مكويني در كتاب اخير خود به نام «درگيري و سازش: حقوق بين الملل و نظم جهان در دوران انقلاب» به اين نكته پرداخته كه دنياي جديد «دوران انقلابي» را ميگذراند و با اينكه تمام تاريخ مدوّن عبارت است از «روند انقلابها يا حدّاقل دگرگونيها» ولي عصر حاضر با روزگاران نخستين تاريخ سخت متفاوت است؛ چرا كه اكنون عصر «انقلاب جهاني» است؛ انقلابي كه از نظر قلمرو و نيز شدّت، بي سابقه است. به هر حال، وجه مشخّصة عصر كنوني همانا وقوع «يك سلسله انقلابهاي پي در پي» است. –۱- اگر مفهوم صحيحي از «انقلاب» را در نظر آوريم، آنگاه نظر مكويني جامع و مانع و فاقد استثناء خواهد بود.

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)